ترانه های وحشی
پانزده ترانه برای یک ایل
1.
دختران رنگین پوش
هفت ستاره به هفت رنگ
هفت کاسه به هفت دست
چشمه
همراز عاشقان آبادی
2.
نانی بر «تاوه»
نانی
« ورتاوه »
پارینه
« گرده ای » میان خاکستر

3.
بر میانۀ بلوط زار
مردی کهن
«مالار » می تراشد
هدیه ای
درخور نو عروس
4.
صبح
بر کشالۀ گون زار
هرای چوپان و گله اش .
ظهر
طنین زنگوله
جو باریکۀ آب و
هجوم گوسفندان .
غروب
شال خالی نان و دو بزغالۀ تازه زاد .
شب
سفره
نان و قیماق .
5.
شبانی میراث دیرسال لر
قومی از نژاد سنگ
سلطان بی جقۀ کوهستان
6.
جارچی
بر بامخانۀ بلند آبادی :
« های اهل آبادی !
فردا عروسی پسر سردار میرزایه
همه تان مهمان عروسی
های... ! »
7.
سرنا و دهل
عطر هلهله
« سنگین سماع» و « سه پا »
« سرچوپی » و
دستمال هفت رنگ
بر بام دخترانی به تماشا
8.
رقص مرد سرنا و
دهل کوبان سنگ
از پاپتی ترین ایل
در قلمرو بلوط
9.
شاباش
اسبم برای تو مطرب !
کال چشم ایل را بخوان
به هواداری من !
10.
چهار چشم
دو دل
پشت پرچین سکوت و دیگر هیچ !
11.
پایکوبان خسته
عطر برنج
سه دست بر یک « مجمعه »
میدانی دیگر
لقمه ، مردانه
سفره تمام !
12.
اسپند و هلهله
سینی پر از دستمال
نقل و پولکی
دستها به رسم گل بر کرشمۀ جیب ،
سربلند .
13.
شب
شیهۀ سه تیر
14.
پسری با کاکل بلند
تعویذ
مهره ای کبود دوخته به کاکل
15.
فرو شده در خاک
سه پای مالار
رها
عطر ترانه ای وحشی :
« هه های مشکه
هه های مشکه
باریکم کردی
چی تالی دشکه ... »
ادامه مطلب