تبليغاتX
موج

موج


            تقابل دو نماد

افتتاح برج میلاد به عنوان چهارمین برج بلند مخابراتی دنیا اگرچه برای فعالان عرصۀ معماری و شهرسازی خبری شاخص و مهم است اما، اهمیت این خبر بیش از معماری و شهرسازی مربوط به حوزه ارتباطات است. چرا که علی الظاهر اراده تصمیم سازان کلان کشور بر این قرار گرفته است که این برج بلند از حوزه تخصصی معماری به حوزه عمومی ارتباطات ورود کند و به عنوان شاخص ترین نماد شهری ایران معرفی و شناسانده شود.

      اگر اراده و خواست قدرت بر این جایگزینی قرار گرفته باشد و رسانه ها خصوصا سیمای ملی در جهت این خواست گام بردارند برج میلاد به تدریج به عنوان نماد بصری تهران معرفی و جایگزین سلف خود یعنی برج میدان آزادی خواهد شد. اگرچه توسعه معنایی این نماد و تبدیل شدن آن به عنوان نماد کشور ایران امری دور از ذهن و بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین تقابل رسانه ای این دو نماد شهری نه تنها قابل پیش بینی بلکه امری قطعی بنظر میرسد. بی شک این تغییر خوشایند فعالان عرصه معماری است چرا که بنایی با طراحی مدرن به عنوان جلوه ای از توانایی معماران ایرانی جایگزین بنایی نه چندان پیشرفته از نظر معماری خواهد شد.   

  اما کارشناسان حوزه ارتباطات نگاهی دیگرگونه به این جایگزینی دارند. آنها از خود می پرسند که آیا برج میلاد برای تبدیل شدن به نماد بصری تهران و ایران دارای ((ظرفیت مفهومی)) مورد نیاز هست؟ آیا این برج یا به تعبیر گذشتگان میل یا مناره میتواند در بر گیرنده مفاهیم مورد احترام جمهوری اسلامی ایران باشد؟

برای یافتن پاسخ این پرسشها از چند وجه به این بنای سر به فلک کشیده نظر می افکنیم:

- از منظر ارتفاع: این برج با 435 متر ارتفاع -در حال حاضر چهارمین برج بلند مخابراتی و دهمین برج بلند دنیاست. و این در حالی است به زودی برج 1000 متری نخیل امارات و کمی بعدتر برج بلندتر جده عربستان با بیش از یک کیلومتر ارتفاع در پروژه بزرگ شهر پادشاهی (Kingdom City) قد علم خواهند کرد. در چنین شرایطی برج هایی نظیر میلاد با ارتفاع 435 متر کوتوله هایی بیش نخواهند بود.

- از منظر معماری: اگرچه طراحی، محاسبات و اجرای این برج دانش فنی بسیار بالایی را می طلبد اما، با این وجود ظاهر این بنا از منظر فرهنگ ایرانی-اسلامی بیش از آنکه شبیه به یک گلدسته با پشتوانه فرهنگی و اعتقادی مردم این سرزمین باشد بیشتر شبیه به میل ها یا مناره هایی مانند مناره آجری خرم آباد است که در گذشته نقش دیده بانی، اطلاع رسانی و هدایت کاروانها را بر عهده داشته اند، همان نقشی که امروزه بر عهده برج میلاد به عنوان یک برج مخابراتی نهاده شده است.

- از منظر هنری: آن بخشهایی از برج میلاد که در نظرگاه رهگذران و بینندگان قرار دارد و دیده میشود یک میله ی چندوجهی بتونی- شیشه ای است که نه تنها هیچ نشانه ای از طاق ها و مقرنس ها، کاشی ها و مشبک های ایرانی در آن به چشم نمیخورد بلکه هیچ نشانه چشم نواز دیگری نیز در آن دیده نمی شود. و عملا برج میلاد بدون تعارف از ظاهری زیبا با رویکردی هنرمندانه برخوردار نیست.

اما؛ برج میلاد با در نظر گرفتن این همه موارد گویا واقعا میخواهد جایگزین نماد برج آزادی شود. چیزی که هرگز خوشایند کارشناسان حوزه ارتباطات نیست. و این نه بخاطر نواقص یا اشکالات برج میلاد بلکه بخاطر ویژگیها و امتیازات غیرقابل تکرار برج میدان آزادی است.

      برج آزادی به سان مینیاتوری از دماوند، نماد بسیار پرحضور ایام صدر انقلاب اسلامی در رسانه های دنیاست. این برج در جمهوری اسلامی از آن جهت آزادی نام گرفت که اولین قدمگاه امام خمینی در بدو ورود به کشور پس از 15 سال دوری در بهمن 57 بود. برج میدان آزادی در سال های آغازین انقلاب شکوهمند اسلامی و نیز در سالهای اخیر بسیار شاهد تظاهرات، راهپیمایی ها، رژه ها و در یک کلام قدرت نمایی مردم انقلابی ایران بوده است. تصاویر این حضورهای نمادین بصورت مکرر از رسانه های دنیا پخش و منتشر شده است، بطوری که برج میدان آزادی بصورتی آنی و شرطی انقلاب مردم ایران را در اذهان عمومی مردم دنیا تداعی میکند. برج میدان آزادی امروزه در دنیا نماد اتحاد مردم ایران است، مفهومی که هرگز و با هیچ نماد دیگری قابل تکرار نیست.

حال با توجه به آنچه آمد میتوان آن سوال آغازین را بدینگونه مطرح کرد که: کدامیک از دو برج آزادی و میلاد از ظرفیت مفهومی بیشتری برای بر عهده گرفتن نقش مهم ((نماد بصری ایران)) برخوردارند؟ پاسخ به این سوال بلادرنگ برج آزادی است. اما اینکه چرا تصمیم به جایگزینی این دو نماد گرفته شده است از یکسو میتواند ناشی از عدم برآورد دقیق از آثار منفی و گران این تصمیم باشد و از سوی دیگر جاذبه سطحی ارتفاع 435 متری، هزینه سنگین احداث برج و نیز مشاوره تکنوکرات های حاضر در دایره قدرت می تواند بر اتخاذ این تصمیم موثر بوده باشد.

      آنچه باید تصمیم سازان مدنظر داشته باشند آثار گرانبار این تصمیم و خسارت جبران ناپذیر معنوی جایگزینی این دو نماد است. در حالی که بسیاری از کشورها تلاش میکنند برای خود هویت و تاریخ بسازند این تصمیم بنوعی میتواند حرکتی معکوس برای تاریخ انقلاب اسلامی و گامی ناخودآگاه در جهت پاک کردن سطرهایی از کتاب تاریخ ایام صدر انقلاب اسلامی باشد.

     آنچه در پایان درخور ذکر است تعدد نمادها در بسیاری کشورهاست. این رفتار ارتباطی بنوعی میتواند نشانه غنای فرهنگ، تاریخ و فن ورزی یک ملت باشد. بنابراین شایسته تر آن است که با توجه به ویژگیها و صبغه هر کدام از این دو  بنا، هر کدام از این دو برج وزن نمادین بخش هایی از حوزه ارتباطات بصری را بر دوش بگیرند؛ برج آزادی که به عنوان نمادبصری ایران اسلامی به اذهان عمومی دنیا معرفی شده و با توجه به پشتوانه فرهنگی و رسانه ای آن و قداستی که در جمهوری اسلامی ایران پیدا کرده است میتواند در کاربردهای فرهنگی، ارزشی و انقلابی در سطح بین المللی همچنان نماد بصری مردم انقلابی ایران باقی بماند و برج جدید میلاد با توجه به ویژگی هایش نماد مسائل شهری، تجاری و اداری شهر تهران معرفی و مورد استفاده قرار گیرد.

 

      علی زیودار   _