جشن انگور
عالم سرای بندگان تا خوب سلطانی کنی
دنیاست صحن ساحران تا صحنه گردانی کنی
جشنی است عالم از ازل هو جلوۀ طاووس تو
تا تشنگان خویش را انگور مهمانی کنی
هو دف زند خورشید دف، هو نی زند ناهید نی
هو در طرب جبرییل هو، تا زلف افشانی کنی
هو اسم اعظم یا علی هو بر زبان مصطفی
هو عید قربان آمده جبرییل قربانی کنی
هو اسم اعظم در خفا، هو اسم اعظم آشکار
هو حال ما را یک نظر یاهو جمارانی کنی
هو اولی، هو آخری، هو باطنی، هو ظاهری
موران خرمنگاه را هو هو سلیمانی کنی
هو نیل کو؟ در چشم من! سینا کجا؟ در سینه ام!
هو سینۀ سینای من یاهو که بارانی کنی
شب قدر
رمضان 1430 شهریور 1388
